چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ - - ص.شویکلو -
تهران یک غم نهفته درونش دارد. انگار خیابانهایش پر از فریادهایی است که خفه شده اند.انگار درونش زیر زمینهای مخوفی دارد. پر از غول های به زنجیر کشیده شده که هر شب وقتی سرت را روی بالش می گذاری، گوشت ناله هایشان را می شنود. پر از گلوله هایی که به هدف اشتباهی خورده اند. به حتم غول ها هم عاشق می شوند. می خواهم دسته گلی از رز های قرمز بخرم. و به دست هر غولی یک شاخه گل رز بدهم. می گویند که امروز روز عشاق است. غول ها هم عاشق می شوند. بگذارید امشب تهران به جای صدای نالان غول ها، صدای عشق را بشنود...