چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷ - - ص.شویکلو -
این لفظ « چطوری ایرانی» لفظ جالبی است! اوضاع و احوال این روز های من مطابقت زیادی با این جمله دارد. خوب برای اکسی که تمام انگیزه کار و شب زنده داری هایش، تمام پس اندازش، تمام ذهنش معطوف به سفر است، گرفتن عوارض 220 تومانی تا 440 هزار تومانی می تواند کابوس بدی باشد. که هست!. اول قرار بود عوارض خروج زمینی 75 هزار تومان باشد، اما اعلام مصوبه و اجرای ان به بانک های ملی سراسر کشور خلاف این گفته را نشان می دهد. به طبع گرانی دلار و بی ثباتی ارزی هم مزید علت است. در نتیجه من ممنوع الخروج معنوی شده ام! سفر بلغارستان و رومانی ام به راحتی با این اوضاع حتی با کار در سفر هم کنسل شد و ما ماندیم و حوض مان. نهایت امر این است که فقط یک بار باید از ایران رفت در هر سال. تازه ما تک مسافر یا به اصطلاح سولو تراولر هستیم، وای به حال انها که می خواهند با زن و بچه شان کمی تفریح کنند. حالا به عر علتی که دلشان می خواهند. وضعیتمان شده روسیه دهه 1990-1980. وقتی که گورباچف با ان کودتا استعفا داد و ریگان به هدفش رسید! هر چند یلتسین هم راه به جایی نبرد و طبل توخالی بود.
تعبیر من از این روزهای نابسامان ارز این است: یک سرگین غلتان سیاه دارد پشگل ها را در مزرعه این ور ان ور می کند!